پست ویژه
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
محمد؛ ایستاد برای نجات
محمد رادماننیا، ۲۹ ساله، متولد تهران، یکی از جوانانی بود که جمعه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در محلهٔ نظامآباد تهران، برای حمایت از حق خودش و دیگران، کنار معترضان ایستاد. او نیامده بود بجنگد؛ آمده بود انسان بماند.
در میان شلیکها و آشوب سرکوب، وقتی دختری تیرخورده بر زمین افتاده بود، محمد جلو رفت تا جان او را نجات دهد. همان لحظه، نیروی سرکوبگر با شلیک مستقیم گلولهٔ جنگی به سرش، محمد را هدف گرفت. شلیکی آگاهانه، برای خاموشکردن انسانیت.
محمد همانجا به شهادت رسید. پیکرش را در اراک به خاک سپردند، اما حتی پس از مرگ هم از نامش ترسیدند. شب اول پس از شهادت، نیروهای بسیج تمام بنرها و عکسهای محمد را از مقابل خانه کندند. به عکسهایش شلیک کردند؛ گویی میخواستند خاطره را هم بکشند.
اما مگر میشود فداکاری را با گلوله پاک کرد؟
محمد رادماننیا، جانش را سپر جان دیگری کرد. او نماد نسلی است که در لحظهٔ خطر، عقب نمیکشد. یادش سندی است علیه شلیک مستقیم، علیه وحشت از همبستگی، و علیه رژیمی که حتی از تصویر یک شهید میترسد.
پستهای پرطرفدار
آیسان معدنپسند، اولین قربانی تبریز
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
رضا اسکندرپور؛ قلبی که ایستاد تا خیابان نایستد
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها

نظرات
ارسال یک نظر