حبیب معلمی شلیک از پشتِ سر
۱۸ دیماه ۱۴۰۴، فردیس کرج شاهد جنایتی تکاندهنده بود. حبیب معلمی، مهندس مکانیک ۳۳ ساله و از کارکنان شرکت مپنا، در حالی که هدف تکتیراندازان قرار گرفت، جان خود را برای آزادی فدا کرد.
محسن چیتساز، ۱۹ ساله، اهل اصفهان، جوانی که زندگیاش با یک شلیک خاموش شد. گلولهای که به چشمش نشست، نه فقط بینایی، که آیندهاش را هدف گرفت.
محسن با گلولهای مستقیم به چشم به شهادت رسید؛ شلیکی برای کشتن، نه متوقفکردن. پس از جنایت، حتی اجازهٔ وداع ندادند. پیکرش را شبانه دفن کردند؛ بیصدا، پنهانی، با هراس از حقیقت.
محسن برادر بود؛ تکیهگاه خانه. اما قاتلان، از نامها میترسند. از چهرهها. از یادآوری. شبانه دفنکردن، اعتراف به جنایت است.
محسن چیتساز، یکی از فرزندان قیام اصفهان است. گلوله به چشمش خورد، اما چشم حقیقت را کور نکرد. یاد او، فریادی است که خاموش نمیشود.
نظرات
ارسال یک نظر