رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

حبیب معلمی شلیک از پشتِ سر

  ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، فردیس کرج شاهد جنایتی تکان‌دهنده بود. حبیب معلمی، مهندس مکانیک ۳۳ ساله و از کارکنان شرکت مپنا، در حالی که هدف تک‌تیراندازان قرار گرفت، جان خود را برای آزادی فدا کرد.

گلاله؛ پیکر گروگان

 


گلاله محمودی آذر، شهروند اهل مهاباد، شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در تهران، در جریان اعتراضات مردمی با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر جان خود را از دست داد و به شهید راه آزادی بدل شد. او یکی از صداهایی بود که در خیابان، بی‌سلاح اما با اراده، علیه ستم و تبعیض ایستاد.

پس از شهادت گلاله، نهادهای حکومتی برای تحویل پیکر او، خانواده‌اش را تحت فشار قرار دادند و بنا بر گزارش‌های موثق، مبلغ یک میلیارد تومان مطالبه کردند؛ اقدامی هولناک که بار دیگر چهره عریان سرکوب و باج‌گیری از خانواده‌های داغدار را آشکار ساخت. این رفتار غیرانسانی، نه یک استثنا، که ادامه سیاستی سیستماتیک برای شکستن مقاومت اجتماعی و تحقیر کرامت انسانی است.

گزارش‌ها حاکی از آن است که هم‌زمان با این باج‌خواهی، خانواده گلاله با تهدید، محدودیت‌های امنیتی و تلاش برای سکوت اجباری مواجه شده‌اند؛ روشی آشنا که پیش‌تر نیز علیه خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات سراسری به‌کار رفته است. اما تاریخ نشان داده است که خون حقیقت را نمی‌توان گروگان گرفت.

نام گلاله محمودی آذر امروز به نشانه‌ای از ایستادگی زنان ایران در برابر گلوله و باج تبدیل شده است؛ زنی که با جان خود، هزینه آزادی را عریان کرد و پرده از معامله مرگ‌بار حاکمان با پیکر شهیدان برداشت.

پیوند خون شهیدان، پیمان ادامه قیام است؛ تا خیزشِ بی‌وقفه مردم ایران به آزادی کامل برسد و هیچ خانواده‌ای دیگر برای تحویل پیکر عزیزش، باج ندهد.


نظرات

پست‌های پرطرفدار