پست ویژه

رسول یزدانی؛ معمارِ آزادی

 


جاویدنام رسول یزدانی، معمار ۴۲ ساله‌ای بود که زندگی‌اش از کودکی با کار و تلاش برای خانواده عجین گشته بود. او که سال‌ها کمک‌خرج عزیزانش بود، در شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در اندیشه کرج، قربانی قساوت نیروهای لباس‌شخصی شد.

رسول از فاصله نزدیک و با کلت بی‌صدا از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت؛ او که در ابتدا متوجه عمق فاجعه نشده بود، به برادرش گفت: «فکر کنم بهم شوکر زدن»، اما واقعیت این بود که تیر کین پهلوی او را دریده بود و دقایقی بعد، پیش از رسیدن به بیمارستان، در دستان برادرش به شهادت رسید.

رسول با آگاهی کامل قدم به خیابان گذاشته بود. وقتی اطرافیان از او خواستند به خانه برگردد، با صلابت پاسخ داد: «تا کی بشینیم و آخوندها بهمون زور بگن؟ ما اگه نریم اونا ما رو می‌کشن.» او همیشه صحبت‌هایش را با تکیه‌کلام قلبی‌اش، «به امید آزادی»، تمام می‌کرد. خانواده او پس از چهار روز جست‌وجوی دردناک، سرانجام پیکر پاکش را در یکی از سوله‌های کهریزک پیدا کردند. رسول یزدانی در ۲۲ دی‌ماه، تحت تدابیر امنیتی در بهشت رضوان شهریار به خاک سپرده شد، اما یاد او و آرزوی همیشگی‌اش برای آزادی، تا ابد در قلب این سرزمین باقیست.


نظرات

پست‌های پرطرفدار