حبیب معلمی شلیک از پشتِ سر
۱۸ دیماه ۱۴۰۴، فردیس کرج شاهد جنایتی تکاندهنده بود. حبیب معلمی، مهندس مکانیک ۳۳ ساله و از کارکنان شرکت مپنا، در حالی که هدف تکتیراندازان قرار گرفت، جان خود را برای آزادی فدا کرد.
جاویدنام رسول یزدانی، معمار ۴۲ سالهای بود که زندگیاش از کودکی با کار و تلاش برای خانواده عجین گشته بود. او که سالها کمکخرج عزیزانش بود، در شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در اندیشه کرج، قربانی قساوت نیروهای لباسشخصی شد.
رسول با آگاهی کامل قدم به خیابان گذاشته بود. وقتی اطرافیان از او خواستند به خانه برگردد، با صلابت پاسخ داد: «تا کی بشینیم و آخوندها بهمون زور بگن؟ ما اگه نریم اونا ما رو میکشن.» او همیشه صحبتهایش را با تکیهکلام قلبیاش، «به امید آزادی»، تمام میکرد. خانواده او پس از چهار روز جستوجوی دردناک، سرانجام پیکر پاکش را در یکی از سولههای کهریزک پیدا کردند. رسول یزدانی در ۲۲ دیماه، تحت تدابیر امنیتی در بهشت رضوان شهریار به خاک سپرده شد، اما یاد او و آرزوی همیشگیاش برای آزادی، تا ابد در قلب این سرزمین باقیست.
نظرات
ارسال یک نظر