چشمانِ سرخِ کرج
برخی چهرهها در تاریخ یک ملت، فراتر از یک تصویر ساده، به نمادی از ایستادگی بدل میشوند. بهرام اخلاقی، مرد ۵۲ سالهی کرجی و پدر دو فرزند، یکی از همین چهرههاست که در شامگاه خونین ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، لرزه بر تن استبداد انداخت.
او از تبارِ نامش بود؛ رستم مبارکآبادی. جوانی ۳۰ ساله، راننده کامیون و فرزندِ غیور مبارکه اصفهان که جادههای زندگی را با سختی طی کرده بود، اما در ۱۹ دی ماه، راهی را انتخاب کرد که به جاودانگی ختم میشد.
رستم با دستهایی خالی و قلبی لبریز از شجاعت به خیابان آمد. وقتی گلولهی جنگی بر تن او نشست، خونش بر دستان پدر ریخت؛ دستی که حالا گواه صادق شجاعتِ ملتی است که برای آزادی جان میدهند. رستم رفت، اما جادههای ایران هنوز طنینِ غیرت او را در سینه دارند. او برای برادر، خواهر و رفیقش رفت تا ثابت کند که صدای حق، با هیچ گلولهای خاموش نمیشود. امروز مبارکه، داغدار رستمی است که شاهنامهی غیرت را دوباره سرود.
نظرات
ارسال یک نظر