رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

اعلام ۸۸ شهید دیگر قیام

  سازمان مجاهدین خلق ایران روز یکشنبه ۵بهمن، پس از تدقیق و احراز هویت، اسامی ۸۸تن دیگر از شهیدان سرفراز قیام سراسری مردم ایران را اعلام کرد. در میان این شهیدان، ۱۱ زن مجاهد خلق و ۷ کودک و نوجوان ۱۲ تا ۱۷ساله دیده می‌شوند.

قتل سیاوش شیرزاد زیر آتش

 


سیاوش شیرزاد، ۳۸ ساله، اهل بوکان، در جریان خیزش انقلابی مردم، هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت و پس از ساعت‌ها خون‌ریزی و عدم رسیدگی پزشکی، جان باخت.

با آغاز اعتراضات، سیاوش با وجود هشدار خانواده، تصمیم گرفت به جمع مردم بپیوندد. او گفته بود: «این جشن انقلاب است. می‌روم.»

در جریان تجمع، نیروهای سرکوبگر از فاصله ۵ تا ۱۰ متری، جوانانی را که در حال رقص کردی بودند به رگبار بستند. در همان لحظات، ۲۲ جوان هدف گلوله قرار گرفتند.

سیاوش به‌شدت مجروح شد و ساعت ۳ بامداد با آمبولانس به بیمارستان الغدیر تهران منتقل گردید، اما مسئولان بیمارستان از پذیرش مجروحان خودداری کردند. او را که هنوز زنده بود، به بیمارستان رسول اکرم منتقل کردند. با وجود زنده بودن تا ساعت‌ها بعد، به‌دلیل عدم رسیدگی و از دست دادن خون زیاد، حوالی ساعت ۲ بامداد جمعه جان سپرد.

خانواده سیاوش به‌مدت ۴۸ ساعت در جست‌وجوی او بودند. پس از تماس یکی از کارکنان بیمارستان و اعلام زنده بودن سیاوش، خانواده از بوکان به تهران آمدند، اما هنگام مراجعه، به آن‌ها گفته شد که او دقایقی پیش جان باخته است.

خانواده برای دیدن پیکر فرزندشان مجبور به پرداخت هزینه شدند.

روز بعد، پیکر سیاوش با آمبولانس به پزشکی قانونی کهریزک منتقل شد؛ جایی که خانواده با انبوهی از اجساد شماره‌گذاری‌شده روبه‌رو شدند. شماره پیکر سیاوش ۱۲۶۴۷ بود.

با وجود مراجعه خانواده به بهشت زهرا، پیکر او تحویل داده نشد و اعلام شد پرونده «فوق‌امنیتی» است.

در اقدامی پنهانی، پیکر سیاوش به استانداری ارومیه منتقل شد. پدر و برادر او توسط وزارت اطلاعات احضار و بازداشت شدند و خانواده تحت فشار قرار گرفت تا بدون تجمع و سکوت کامل، پیکر را تحویل بگیرند. تهدید شد در صورت مخالفت، جسد در محل گورهای جمعی دفن خواهد شد.

سرانجام، نیمه‌شب، پیکر سیاوش تحت اسکورت حدود ۵۰ خودروی نظامی و ۲۵۰ مأمور به روستای «گردی قه‌بران» منتقل و به خاک سپرده شد. هرگونه شعار، فیلم‌برداری و تجمع ممنوع اعلام شده بود.

در لحظه وداع، مادر سیاوش با صدایی رسا گفت:

«هیچ‌کس حق ندارد برای پسرم گریه کند. پسرم را تقدیم کردستان کردم.»


نظرات

پست‌های پرطرفدار