پست ویژه
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
ابراهیم کتابدار؛ صدای خاموش تبریز
ابراهیم کتابدار، مردی ۳۰ ساله از تبریز و ساکن کرج، نه سیاستمدار بود و نه چهرهای شناختهشده؛ او یک مکانیک زحمتکش و پدر دو کودک خردسال بود. زندگیاش میان بوی روغن موتور و صدای استارت ماشینها میگذشت تا آن روز تلخ، ۲۵ آبان ۱۳۹۸، که خیابانهای کرج در آتش خشم و گلوله فرو رفتند.
ابراهیم مقابل مغازهاش در مهدیآباد ایستاده بود؛ جایی که گلولهٔ مستقیم تکتیراندازان قلبش را نشانه گرفت و جانش را گرفت. او نه در نزاعی شرکت داشت و نه سلاحی در دست داشت — فقط ایستاده بود و شاهد خشم حاکمیت بر مردمش بود.
خانوادهاش با دلی سوخته، پس از دو روز توانستند پیکر او را از بیمارستان تحویل بگیرند. مأموران اما اجازه ندادند مراسمی با حضور مردم برگزار شود؛ پدر را مجبور به امضای تعهد کردند تا خاکسپاری بیصدا باشد.
مادرش بعدها گفت:
«در گواهی فوت نوشته بودند: اصابت گلوله به قلب، خارج از نزاع. اما من میدانم پسرم را چرا کشتند؛ چون آزاد بود، چون سکوت نکرد.»
چهلم ابراهیم نیز با حضور نیروهای امنیتی برگزار شد. مادرش میگوید:
«در آن روز، همهجا مأمور بود، نقابزده، با چشمانی سرد. وقتی بالای مزار پسرم گریه میکردم، فقط یک جمله در ذهنم میچرخید:
وقتی حسین را کشتند، زینب را دوره کردند... و امروز، من زینبم.»
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
پستهای پرطرفدار
آیسان معدنپسند، اولین قربانی تبریز
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
آرشام ابراهیمی؛ جوانی که ۲۵ آبان خانه نرسید
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها

نظرات
ارسال یک نظر