میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکیندشت کرج بود. او که بهعنوان لولهکش گاز فعالیت میکرد و نان بازوی خویش را میخورد، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.
برخی تاریخها در تقویم یک شهر، دیگر فقط عدد نیستند؛ آنها به رنگ خون در میآیند. ۱۹ دیماه برای مردم همایونشهر اصفهان، یادآور لحظهای است که حمیدرضا شاهین، پدری ۴۱ ساله و غیور، در مقابل ساختمان فرمانداری ایستاد تا فریاد حقطلبی باشد.
او که متولد نخستین روز بهار سال ۱۳۶۳ بود، در آستانه ۴۲ سالگی، بهار زندگیاش را فدای آزادی کرد.
حمیدرضا، پدر دو فرزند بود که سایه پرمهرش با شلیک بیرحمانه دو گلوله از سر خانوادهاش ربوده شد. او نخواست شاهد ستم باشد و با ایمانی راسخ، در مسیر راهی قدم گذاشت که مقصدش جاودانگی بود.
پیکر پاک او اکنون در آرامستان «گاردر» به خاک سپرده شده، اما نامش به عنوان نماد شجاعت و ایستادگی در کوچهپسکوچههای اصفهان طنینانداز است. او برای آزادی جان نثار کرد تا فرزندانش در کشوری بدون ظلم نفس بکشند.
نظرات
ارسال یک نظر