میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکیندشت کرج بود. او که بهعنوان لولهکش گاز فعالیت میکرد و نان بازوی خویش را میخورد، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.
شهر ابریشم اصفهان، نوزدهم دیماه ۱۴۰۴، شاهد جنایتی بود که سکوت شب را با صدای گلولهی قناصه شکست. محمد نعمتی، مرد ۳۷ سالهای که تنها پسر و تکیهگاه خانوادهاش بود، در نزدیکی پاسگاه ابریشم از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و برای آزادی فدا شد.
یک هفته انتظار تلخ و جانکاه برای خانوادهای که تنها میخواستند پیکر عزیزشان را در آغوش بگیرند، سرانجام به شبی ختم شد که قرار بود زیباترین شب سال برای آنها باشد. تقدیرِ تلخ محمد چنین رقم خورد که درست در شب تولدش، به جای فوت کردن شمعهای زندگی، در آغوش سرد خاک آرام بگیرد. او که تنها امید مادر و خواهرش بود، اکنون به نمادی از مظلومیت اصفهان تبدیل شده است؛ مظلومیتی که با خونِ پاک او در تاریخ این سرزمین حک شد.
نظرات
ارسال یک نظر