رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

مشکین‌دشت؛ گلویِ دریده آزادی

  میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکین‌دشت کرج بود. او که به‌عنوان لوله‌کش گاز فعالیت می‌کرد و نان بازوی خویش را می‌خورد، در شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.

مسافری که در گوهردشت جاودانه شد

 


هجدهم دی‌ماه، خیابان‌های گوهردشت کرج شاهدِ عروج جوانی بود که خونِ باستانی این سرزمین در رگ‌هایش می‌جوشید. معین غلامی، جوان ۳۰ ساله‌ی کرجی، مردی که معیشتِ حلال را در جاده‌های اسنپ جستجو می‌کرد، در قیام دی ۱۴۰۴، هدفِ کینه‌ی گلوله‌های جنگی قرار گرفت.

شلیک به شکمِ معین، تلاش برای متوقف کردن اراده‌ی جوانی بود که همیشه با افتخار می‌گفت: «ما از نسل کوروش هستیم.» او نه فقط در کلام، بلکه در عمل نیز نشان داد که آزادگی، میراثِ ابدی نیاکان اوست. معین که روزهایش را با صبر و حوصله پشت فرمان می‌گذراند، در آن شبِ پرحادثه، فرمانِ زندگی‌اش را به سمتِ ابدیت چرخاند.

پیکر پاک معین غلامی، در خاکِ آرام و کوهستانی روستای «حسن‌اکدر» به امانت سپرده شد. اگرچه صدای او در میانِ هیاهوی گوهردشت خاموش به نظر می‌رسد، اما حقیقت این است که او برای آزادی فدا شد. معین نمادِ نسلی است که میانِ سختی‌های معیشت و آرمان‌های بزرگ، دومی را برگزید تا ثابت کند نامِ کوروش، تنها یک خاطره در کتاب‌های تاریخ نیست، بلکه خونی است که در رگ‌های جوانانِ امروز برای عدالت می‌تپد.


نظرات

پست‌های پرطرفدار