رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

مشکین‌دشت؛ گلویِ دریده آزادی

  میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکین‌دشت کرج بود. او که به‌عنوان لوله‌کش گاز فعالیت می‌کرد و نان بازوی خویش را می‌خورد، در شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.

علی کریمی؛ خون در گلو، فریاد در تاریخ

 


علی کریمی، زاده اصفهان، محله سهلوان؛ جوانی ۲۷ساله با شغلی ساده اما اراده‌ای استوار. کارمند داروسازی بود و دل در گرو آزادی داشت. ۱۸ دی‌ماه، روزی که نامش با خون گره خورد، آماج هجوم و ضربات وحشیانه مزدوران خامنه‌ای قرار گرفت.

پیکرش زیر بار ضربات شکست، اما صدایش خاموش نشد؛ گلوله‌ای که به گلو نشست، جانش را گرفت و او را به صف شهیدان راه آزادی پیوند زد.

پس از شهادت، حتی اجازه ندادند آیین وداعی در شأن او برگزار شود؛ گویی از نام و یادش نیز هراس داشتند. علی کریمی در اصفهان، شهر بهاران، محله سهلوان به خاک سپرده شد؛ بی‌مراسم، اما با شکوهی که از ایستادگی‌اش می‌جوشد. یاد او، گواهی است بر جنایتی که فراموش نمی‌شود و پیمانی که با خون بسته شد: ایستادن تا آزادی.


نظرات

پست‌های پرطرفدار