رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

مشکین‌دشت؛ گلویِ دریده آزادی

  میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکین‌دشت کرج بود. او که به‌عنوان لوله‌کش گاز فعالیت می‌کرد و نان بازوی خویش را می‌خورد، در شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.

حمیدرضا مجیدی؛ هنرمند جاودانه

 


نام حمیدرضا مجیدی (متولد ۱۳۷۴)، با هنر و آزادگی گره خورده است. او که فارغ‌التحصیل فوق‌دیپلم حسابداری بود، نانِ شرافتش را از کار در اسنپ در می‌آورد و روحش را در دنیای بازیگری صیقل می‌داد.

حمیدرضا در ۳۰ سالگی، درست زمانی که باید بر صحنه‌های تئاتر می‌درخشید، نقش نهایی خود را در خیابان‌های وطن ایفا کرد.

روز ۱۸ دی ۱۴۰۴، عقربه‌های ساعت روی عدد ۹:۳۰ شب متوقف ماند؛ آخرین تماس او که با صدایی آرام گفت «حالم خوبه». اما تنها ۹۰ دقیقه بعد، در ساعت ۱۱ شب، خبر شلیک مستقیم به او در محدوده تهرانپارس، خانواده و دوستانش را در بهت فرو برد. پیکر این هنرمند آزاده به زادگاهش، گلپایگان، منتقل شد تا در آغوش خاک اجدادی آرام گیرد. حمیدرضا مجیدی حالا نه فقط یک بازیگر، بلکه قهرمانی است که آخرین پرده نمایش زندگی‌اش را با خون خویش بر سنگفرش‌های تهران نوشت.


نظرات

پست‌های پرطرفدار