رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

مشکین‌دشت؛ گلویِ دریده آزادی

  میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکین‌دشت کرج بود. او که به‌عنوان لوله‌کش گاز فعالیت می‌کرد و نان بازوی خویش را می‌خورد، در شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.

معامله با پیکرِ باتری‌ساز گلپایگانی

 


نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، خیابان‌های گلپایگان شاهد صحنه‌ای بود که وجدان هر انسانی را به درد می‌آورد. علیرضا حضوری، شهروند ۴۰ ساله و باتری‌ساز محبوب خودروهای سنگین، با شلیک کینه‌توزانه‌ی تک‌تیرانداز از پشت‌بام هدف قرار گرفت.

گلوله مستقیم به گردن او اصابت کرد، اما فاجعه به اینجا ختم نشد؛ شاهدان عینی روایت می‌کنند که نیروهای حکومتی پیکر نیمه‌جان او را روی آسفالت خیابان می‌کشیدند و فریاد می‌زدند. علیرضا، پدر یک پسر ۱۰ ساله، برای آزادی فدا شد تا لرزه بر تن استبداد بیندازد.

حکومت برای تحویل پیکر او، مبلغ یک میلیارد تومان «حق تیر» مطالبه کرد. اما خانواده‌ی علیرضا با مقاومتی آگاهانه، تن به این باج‌خواهی ندادند. سرانجام، نیروهای امنیتی در اقدامی ناباورانه، خودروی شخصی او را به عنوان خون‌بها توقیف کردند تا اجازه دفن صادر شود. حتی پس از مرگ نیز، از ترس خشم مردم، اجازه برگزاری مراسم و چاپ آگهی صادر نشد و پیکر علیرضا در سکوتِ روستای تجره خوانسار به خاک سپرده شد. یاد او که تکیه‌گاه خانواده و نماد شرف شهر بود، هرگز از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد.


نظرات