میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکیندشت کرج بود. او که بهعنوان لولهکش گاز فعالیت میکرد و نان بازوی خویش را میخورد، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.
رضا اکبری، جوان ۲۲ ساله و بلندقامتی که به شجاعت و مهربانی در میان دوستانش شهره بود، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات «سهراه سیمین» اصفهان جان خود را فدای آزادی کرد.
او که پیشاپیش جمعیت در حرکت بود، مورد اصابت سه گلوله جنگی قرار گرفت که یکی از آنها با عبور از کتف، قلب جوان او را از تپش بازداشت. رضا پیشتر در ویدیویی خطاب به دوستانش گفته بود: «اگه یک روزی رفتم، بگو زود بود برای رفتنت.»
پیکر او پس از فشارهای فراوان بر خانواده و اخذ تعهد مبنی بر عدم برگزاری مراسم عمومی، سرانجام در ۲۵ دی ماه در روستای زادگاهش در اطراف زرینشهر به خاک سپرده شد. خانواده او ناچار شدند به دلیل ممنوعیت استفاده از مسجد، مراسم وداع را در خانه برگزار کنند.
نظرات
ارسال یک نظر