رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

مشکین‌دشت؛ گلویِ دریده آزادی

  میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکین‌دشت کرج بود. او که به‌عنوان لوله‌کش گاز فعالیت می‌کرد و نان بازوی خویش را می‌خورد، در شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.

ابوالفضل طاووسی؛ قهرمانِ نیک‌آباد

 


نیک‌آباد در سوگِ سروِ جوان شهر نیک‌آباد اصفهان در دی‌ماه ۱۴۰۴، یکی از درخشان‌ترین چهره‌های جوان خود را از دست داد. ابوالفضل طاووسی، جوانی که نامش با ورزش بدنسازی و فعالیت در بازار خودرو گره خورده بود، در ۲۰ سالگی به چهره‌ای ماندگار در تاریخ ایستادگی این منطقه تبدیل شد.

او که با مدرک دیپلم و همتی بلند، مسیر زندگی‌اش را می‌ساخت، قربانی خشونت عریانی شد که پاسخِ حق‌طلبی را با سربِ داغ داد.

واقعه ۱۹ دی؛ جنایتی در مقابل پایگاه در شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، واقعه‌ای هولناک در نزدیکی پایگاه بسیج نیک‌آباد رقم خورد. ابوالفضل طاووسی در حالی که میان جمعیتی از معترضان بود، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. اصابت تیر جنگی به ناحیه سر، گویای آن بود که هدف، نه متفرق کردن، بلکه ستاندن جانِ این جوان پرانرژی بوده است.

پیکری که مایه هراس شد تراژدی خانواده طاووسی بلافاصله پس از تیراندازی آغاز شد. همان شب پیکر او را با فشارهای امنیتی از بیمارستان تحویل گرفتند و فردای آن روز، ۲۰ دی‌ماه، با شتاب و تحت تدابیر شدید به خاک سپردند. اما حتی سپردن او به خاک هم پایانِ واهمه از نام ابوالفضل نبود.

حماسه نگهبانی از خاک؛ یک هفته استقامت تکان‌دهنده‌ترین بخش روایت ابوالفضل، مربوط به روزهای پس از تدفین است. خانواده او که با تهدیدهای مکرر مبنی بر نبش قبر و ربودن پیکر فرزندشان مواجه شده بودند، تصمیمی قهرمانانه گرفتند. آن‌ها به مدت یک هفته تمام، به صورت شبانه‌روزی کنار مزار او ماندند تا اجازه ندهند حرمتِ پیکر فرزندشان شکسته شود. این نگهبانی عاشقانه، سندی است بر مظلومیت خانواده‌هایی که حتی در سوگ هم از آزار در امان نبودند.

ابوالفضل طاووسی، با آن بازوان ستبر و لبخندِ ۲۰ سالگی، حالا به نمادِ حریتِ نیک‌آباد تبدیل شده است. یاد او که با خونِ خود بر سنگ‌فرش‌های شهر شهادت داد، هرگز از حافظه اصفهان پاک نخواهد شد. نام او یادآور شجاعتی است که از خیابان آغاز شد و به پاسداری از مزار ختم گشت.


نظرات

پست‌های پرطرفدار