میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکیندشت کرج بود. او که بهعنوان لولهکش گاز فعالیت میکرد و نان بازوی خویش را میخورد، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.
لیلا شکری، ۴۳ ساله، اصالتاً کرد همدان و مادر سه فرزند (که کوچکترین آنها تنها ۴ سال دارد)، زنی خانهدار بود که جان خود را در راه همبستگی با جوانان میهنش فدا کرد.
در روزهای پرتلاطم دیماه ۱۴۰۱، در حالی که او برای دیدار اقوام به شهر دیگری رفته بود، با شنیدن اخبار اعتراضات در قرچک و قطع اینترنت، تاب نیاورد و برای حمایت از جوانانی که آنها را فرزندان خود میدید، به مارلیک قرچک بازگشت. او مدام با نگرانی میپرسید: «یعنی چند جوان کشته شدهاند؟ الان چند مادر عزادارند؟»
در روز جمعه ۱۹ دیماه، در حالی که منطقه مارلیک مملو از نیروهای امنیتی بود، لیلا در کنار درختی ایستاده بود تا در میان شلوغی، اعضای خانوادهاش را پیدا کند. در همان لحظه، تکتیراندازانی که بر بالای ساختمان «سرزمین سوخاری» و دندانپزشکی «برلیان» مستقر شده بودند، سر او را هدف قرار دادند. لیلا شکری در میان بهت شاهدان عینی، در آغوش همراهش غرق در خون بر زمین افتاد و جان سپرد. زنی که نگران مادران داغدار بود، خود به نمادی از مظلومیت مادران این سرزمین بدل شد.
نظرات
ارسال یک نظر