رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

مشکین‌دشت؛ گلویِ دریده آزادی

  میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکین‌دشت کرج بود. او که به‌عنوان لوله‌کش گاز فعالیت می‌کرد و نان بازوی خویش را می‌خورد، در شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.

مهدی محرابی روایتی از سرکوب عریان

 


مهدی محرابی، متولد تهران، روز ۱۸ دی‌ماه در منطقه آریاشهر هدف خشونتی بی‌رحمانه قرار گرفت که به جاویدنام شدن او انجامید. در جریان تیراندازی، گلوله جنگی مستقیماً به ناحیه سر و یکی از چشمانش اصابت کرد و او نقش زمین شد. به‌دلیل رگبار گلوله‌ها، مردم ناچار به فرار شدند و مهدی بی‌دفاع بر زمین ماند.

دقایقی بعد، نیروهای بسیجی بر بالین او رسیدند و به‌جای کمک، با هر وسیله‌ای که در دست داشتند، او را مورد ضرب‌وشتم شدید قرار دادند. شدت خشونت به حدی بود که با ضربات مستقیم به سر و حتی آسیب عمدی به چشم دیگر با پیچ‌گوشتی، بینایی او را به‌طور کامل از او گرفتند.

مهدی محرابی با معجزه و تلاش مردم به بیمارستان منتقل شد و حدود ۱۰ روز در بخش ICU تحت مراقبت‌های ویژه قرار داشت، اما در نهایت بر اثر شدت جراحات، جان خود را از دست داد و به شهادت رسید.

او انسانی مودب، مهربان و تکیه‌گاه خانواده و دوستانش بود؛ مردی که اطرافیانش هنوز در بهت این پرسش مانده‌اند که «چرا؟».

مهدی ۴۰ ساله بود و تنها ۸ ماه از ازدواجش می‌گذشت؛ زندگی مشترکی که هنوز آغاز نشده، با خشونت عریان ناتمام ماند.

نام مهدی محرابی امروز یادآور سرکوب، بی‌عدالتی و بهایی است که انسان‌های بی‌دفاع برای آزادی می‌پردازند.


نظرات

پست‌های پرطرفدار