رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

مشکین‌دشت؛ گلویِ دریده آزادی

  میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکین‌دشت کرج بود. او که به‌عنوان لوله‌کش گاز فعالیت می‌کرد و نان بازوی خویش را می‌خورد، در شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.

وداعِ سرخ در قرچک

 


برخی نام‌ها بوی دلتنگی می‌دهند و برخی رفتن‌ها، حفره‌ای ابدی در قلب یک خانه ایجاد می‌کنند. محمد موسایی، جوان ۳۴ ساله‌ای که تمام دنیایش در لبخندهای فرزند ۴ ساله‌اش خلاصه می‌شد، در شامگاه ۱۸ دی‌ماه در قرچک، مسیری را برگزید که بازگشتی نداشت.

او که می‌دانست برای ساختن آینده‌ای روشن برای فرزندش و تمامی فرزندان این دیار، باید در برابر تاریکی ایستاد، جان خود را در طبق اخلاص نهاد.

او که برای آزادی فداکاری کرد، اکنون نامش با ایستادگی گره خورده است. پدری که آغوشش گرم‌ترین پناهگاه کودکش بود، در سرمای دی‌ماه قرچک به خاک افتاد تا ثابت کند عشق به وطن و آزادی، فراتر از هر تعلق خاطری است. محمد موسایی دیگر تنها یک پدر برای فرزندش نیست؛ او برادر تمام کسانی است که در آن شب‌های بیم و امید، هم‌صدا شدند. جای خالی او در خانه، حالا با افتخاری پر شده است که تاریخ آن را فراموش نخواهد کرد. نام او در پسِ کوچه‌های قرچک طنین‌انداز است و خون پاکش، ضامن بیداری وجدان‌هایی است که هنوز به فردا ایمان دارند.


نظرات

پست‌های پرطرفدار