عارف براتی، ۴۰ساله و دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، مجرد و ساکن شهرستان کوهچنار، معروف به چنارشاهیجان، در استان فارس بود. او مدیریت یک هایپرمارکت در این شهر را برعهده داشت و در زندگی حرفهای خود به فعالیت و کار مشغول بود؛ اما در کنار کار و زندگی روزمره، مخالفتش با جمهوری اسلامی را نیز آشکارا بیان میکرد.
محمد فهیم، مهندس ۳۲ ساله و فرزند ارشد خانواده، نانآور و تکیهگاهی بود که بازار تهران او را به پشتکار و مهربانی میشناخت. دیماه ۱۴۰۴، محله سیامک در شهرک کیانشهر، شاهد فاجعهای بود که هیچ قلبی تاب شنیدنش را ندارد.
محمد زخمی و نفسزنان، به همراه دوستش به بنبستی پناه برد. شاهدان عینی میگویند ۲۰ دقیقه تمام زیر پنجره خانهها، در حالی که اورژانس پاسخگو نبود و خطوط تلفن قطع شده بود، برای ماندن جنگید. او در حالی که چشمانش را به پنجرههای ناامید دوخته بود، جان سپرد. تلخی ماجرا آنجا بود که حتی برای تحویل پیکر این جوان مستقل و زحمتکش، از خانوادهاش مطالبه پول کردند. محمد سرانجام در غریبی و مظلومیت به خاک سپرده شد، اما چشمان او که در آخرین لحظات به آسمان خیره بود، هرگز از یاد شاهدان آن بنبست نخواهد رفت.
نظرات
ارسال یک نظر