میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکیندشت کرج بود. او که بهعنوان لولهکش گاز فعالیت میکرد و نان بازوی خویش را میخورد، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.
ارسنجان، شهرِ صفا و دوستی، حالا در سوگ صمیمیترین رفیق شهر نشسته است. یدالله اسکندری، ۳۴ ساله، مردی که گرمای کافهاش پناهگاهِ خستگیهای مردم بود، در ۱۸ دیماه با شلیک مستقیم به سینه، جانش را فدای آرمانش کرد.
او فقط یک کافهدار نبود؛ یدالله همان آدم خوشخنده و اجتماعی بود که با همه رفاقت میکرد.
مردی که زندگی را دوست داشت و یک دختر یکساله، چشمبهراهِ آغوش گرم او بود. اما غیرت یدالله اجازه نداد که تنها به فکر کافه و خانوادهاش باشد؛ او برای تمامِ دختران ایران به میدان رفت. حالا ارسنجان تنها یک شهید دارد، اما نام یدالله اسکندری به وسعت یک ایران تکثیر شده است.
نظرات
ارسال یک نظر