میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکیندشت کرج بود. او که بهعنوان لولهکش گاز فعالیت میکرد و نان بازوی خویش را میخورد، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.
غزاله سادات حسینی، ۲۵ ساله و کارشناس روانشناسی، میان دوستانش به واسطه اخلاق والای انسانیاش شناخته میشد؛ دختری که زندگیاش را وقف درک و التیام دردهای دیگران کرده بود. در ۱۹ دی ۱۴۰۴، اصفهان شاهد وداعی تلخ با این جانِ شیفته بود.
غزاله در جریان اعتراضات، با شلیک مستقیم به شکمش هدف کینه قرار گرفت و مظلومانه به شهادت رسید. ترس از نام و یاد او حتی پس از پر کشیدنش ادامه داشت؛ به طوری که اجازه ندادند در زادگاهش، اصفهان، آرام گیرد و پیکر او را غریبانه در گلپایگان به خاک سپردند. اگرچه صدایش را با گلوله پاسخ دادند، اما یاد این دختر آگاه و جسور، تا همیشه در قلب تاریخ ایران زنده خواهد ماند.
نظرات
ارسال یک نظر