میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکیندشت کرج بود. او که بهعنوان لولهکش گاز فعالیت میکرد و نان بازوی خویش را میخورد، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.
تهران، دیماه ۱۴۰۴؛ روزهایی که نام یوسف مهربان را در ردیف ستارههای سرخ آزادی قرار داد. یوسف، جوان ۲۸ سالهی تهرانی که در میان هیاهوی رنگ و عطرِ بازار گل امامرضا مشغول به کار بود، به جای چیدن گل، خود به زیباترین شکوفهی راه آزادی بدل شد.
دوستانش او را با صفت «خوشخنده» و «مهربان» به یاد میآورند؛ جوانی که لبخندش امیدبخش اطرافیان بود. اما در تاریخ ۱۸ دیماه، پاسخ آن قلب مهربان را با سرب داغ دادند. یوسف به ضرب گلوله مستقیم مزدوران جان سپرد تا ثابت کند دشمن حتی از لبخند و جوانی این نسل نیز هراس دارد. شهادت او نه یک پایان، که آغازی بر رویش هزاران یوسف دیگر در جایجای این خاک است.
نظرات
ارسال یک نظر