میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکیندشت کرج بود. او که بهعنوان لولهکش گاز فعالیت میکرد و نان بازوی خویش را میخورد، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.
ابوالفضل مهری، جوان ۱۹ ساله و مکانیک اهل کرج، تجسم رنج و غیرت نسل خویش بود. او که در اوج جوانی طعم تلخ از دست دادن پدر و مادر را چشیده بود، تمام دنیایش را در لبخند خواهر کوچکترش خلاصه میکرد. ابوالفضل، عاشق ورزش تکواندو و نانآور خانهای بود که حالا تکیهگاهش را از دست داده است.
در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، حوالی چهارراه مصباح کرج، مسیر زندگی این جوان فداکار با شلیک مستقیم گلوله به ناحیه کبد پایان یافت. ابوالفضل نه برای آشوب، بلکه برای حقِ خواهرش و آیندهای که در آن هیچ کودکی غریب نماند، سینه سپر کرد. او که در میدان ورزش آموخته بود هرگز عقبنشینی نکند، در میدان آزادی نیز تا آخرین نفس ایستاد. امروز چهارراه مصباح، شاهدِ پرپر شدن مکانیکی است که میخواست چرخهای زندگی را برای خواهرش بچرخاند، اما خودش به چرخدندههای سرخ تاریخ پیوست.
نظرات
ارسال یک نظر