عارف براتی، ۴۰ساله و دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، مجرد و ساکن شهرستان کوهچنار، معروف به چنارشاهیجان، در استان فارس بود. او مدیریت یک هایپرمارکت در این شهر را برعهده داشت و در زندگی حرفهای خود به فعالیت و کار مشغول بود؛ اما در کنار کار و زندگی روزمره، مخالفتش با جمهوری اسلامی را نیز آشکارا بیان میکرد.
ابوالفضل مهری، جوان ۱۹ ساله و مکانیک اهل کرج، تجسم رنج و غیرت نسل خویش بود. او که در اوج جوانی طعم تلخ از دست دادن پدر و مادر را چشیده بود، تمام دنیایش را در لبخند خواهر کوچکترش خلاصه میکرد. ابوالفضل، عاشق ورزش تکواندو و نانآور خانهای بود که حالا تکیهگاهش را از دست داده است.
در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، حوالی چهارراه مصباح کرج، مسیر زندگی این جوان فداکار با شلیک مستقیم گلوله به ناحیه کبد پایان یافت. ابوالفضل نه برای آشوب، بلکه برای حقِ خواهرش و آیندهای که در آن هیچ کودکی غریب نماند، سینه سپر کرد. او که در میدان ورزش آموخته بود هرگز عقبنشینی نکند، در میدان آزادی نیز تا آخرین نفس ایستاد. امروز چهارراه مصباح، شاهدِ پرپر شدن مکانیکی است که میخواست چرخهای زندگی را برای خواهرش بچرخاند، اما خودش به چرخدندههای سرخ تاریخ پیوست.
نظرات
ارسال یک نظر