رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

عارف براتی؛ پای حرفش ایستاد

  عارف براتی، ۴۰ساله و دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، مجرد و ساکن شهرستان کوهچنار، معروف به چنارشاهیجان، در استان فارس بود. او مدیریت یک هایپرمارکت در این شهر را برعهده داشت و در زندگی حرفه‌ای خود به فعالیت و کار مشغول بود؛ اما در کنار کار و زندگی روزمره، مخالفتش با جمهوری اسلامی را نیز آشکارا بیان می‌کرد.

علیرضا رحیمی؛ شلیک از پشت‌بام

 


علیرضا رحیمی، جوان ۲۶ ساله، پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در فلکه سوم تهرانپارس هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی به پشت سر قرار گرفت. تیراندازی از پشت‌بام‌ها انجام شد؛ جایی که سرکوبگران، پنهان و هراسان، مردم بی‌دفاع را نشانه می‌گرفتند.

علیرضا پس از اصابت گلوله، در آغوش عموی خود می‌افتد و با تأخیر طولانی به بیمارستان منتقل می‌شود. ۴۵ دقیقه بعد، قلب جوانی که برای آزادی در خیابان ایستاده بود، از تپش بازمی‌ایستد.

جست‌وجوی پیکر او، روایتی تلخ از جنایت سازمان‌یافته است؛ خانواده با پرداخت پول به یکی از رانندگان آمبولانس در بهشت زهرا، میان هزاران پیکر تلنبارشده در سوله‌ها به دنبال نشانی از علیرضا می‌گردند. سرانجام پیکر بی‌جانش در یک آمبولانس، در کنار دیگر جان‌باختگان شناسایی می‌شود.

به‌دلیل متلاشی شدن بخش بزرگی از صورت بر اثر گلوله جنگی، هویت او تنها با باز کردن پلک و رنگ چشم‌ها تأیید می‌شود؛ لحظه‌ای که حقیقت عریانِ خشونت را فریاد می‌زند.

علیرضا برادر دوقلویی به نام امیررضا داشت. پیکرش بدون نماز و مراسم مذهبی و با پخش موسیقی‌های مورد علاقه‌اش به خاک سپرده شد؛ وداعی صریح با تحمیل و ریا، و ادای احترام به انتخاب‌های خودش.

نام علیرضا رحیمی، در قیام ۱۴۰۴، به‌عنوان شهید راه آزادی ثبت شد؛ جوانی که از پشت نشانه رفتند، چون از روبه‌رو شدن با ایستادگی می‌ترسیدند.


نظرات

پست‌های پرطرفدار