عارف براتی، ۴۰ساله و دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، مجرد و ساکن شهرستان کوهچنار، معروف به چنارشاهیجان، در استان فارس بود. او مدیریت یک هایپرمارکت در این شهر را برعهده داشت و در زندگی حرفهای خود به فعالیت و کار مشغول بود؛ اما در کنار کار و زندگی روزمره، مخالفتش با جمهوری اسلامی را نیز آشکارا بیان میکرد.
مجتبی ترشیز، فرزند سرزمین مازندرانی، اهل قائمشهر، نه فقط یک بازیکن فوتبال بود— بلکه نماد مردانگی، عشق به خانواده و شجاعت در لحظهٔ حقیقت. او در مسیر حرفهای خود برای تیمهای نساجی مازندران، تراکتورسازی تبریز، فجرسپاسی شیراز و مس کرمان تلاش کرد و در قلب هواداران فوتبال ایران جای داشت،
اما وقتی مردم به خیابانها آمدند تا برای کرامت انسانی و آزادی اعتراض کنند، مجتبی هم بیپرده در کنار آنها ایستاد.
در اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، در تهران، نیروهای سرکوبگر حکومتی با گلولههای مستقیم به صفوف مردم حمله کردند و مجتبی ترشیز در حالی که برای همسرش سپر شد و او را محافظت کرد، هدف تیراندازی قرار گرفت و جانش را در آغوش خانواده تقدیم آزادی کرد.
مجتبی ترشیز نه فقط بازیکن فوتبال بود، بلکه پهلوانی بود که در جدال بین ظلم و آزادی، انتخابش را روشن کرد و تا آخر ایستاد. یادش راه ماست، تا آزادی.
نظرات
ارسال یک نظر