پست ویژه
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
قلبی برای آزادی
علیاصغر علیزاده، جوان ۲۷ ساله، ورزشکار و تکواندوکار، از جوانانی بود که شجاعت را نه در حرف، بلکه در میدان عمل معنا کرد.
علیاصغر آخرین فرزند خانواده و دارای چهار خواهر بزرگتر بود. او برای ساختن آیندهای بهتر حتی مسیر مهاجرت را نیز تجربه کرده بود، اما سرانجام ماندن در وطن و زندگی در کنار مردمش را برگزید. سرنوشتی که برای او رقم خورد، سرنوشت جوانی بود که میتوانست سالهای طولانی زندگی کند، ورزش کند، مربی شود و رؤیاهایش را بسازد؛ اما در روزهای خیزش مردم، زندگی خود را در مسیر آزادی ایران قرار داد.
در روزهای اعتراضات مردمی دیماه ۱۴۰۴، علیاصغر در فاز ۳ شهر جدید اندیشه تهران در میان مردم حضور یافت. او از خطراتی که معترضان را تهدید میکرد آگاه بود. حتی پس از شنیدن خبر کشتهشدن شماری از مردم در شبهای پیشین، خطر را بهخوبی میدانست؛ اما ترس نتوانست او را از حضور در کنار مردم بازدارد. او دوباره به خیابان رفت؛ زیرا نمیخواست در برابر سرنوشت مردم و آینده کشورش سکوت کند.
۱۹ دی ۱۴۰۴، روزی بود که زندگی علیاصغر در خیابانهای اندیشه به خون نشست. بر اساس روایتهای منتشرشده، او هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و دو گلوله به قلبش اصابت کرد. قلبی که سالها برای زندگی، ورزش، خانواده و آینده میتپید، در همان خیابان از حرکت ایستاد؛ اما نام و یاد او در میان مردم باقی ماند.
علیاصغر جوانی بود که قدرت بدنی و مهارتهای ورزشی را با جسارت و روحیهای سرشار از زندگی درهم آمیخته بود. تکواندو برای او فقط یک ورزش نبود؛ سالها تلاش و تمرین، او را تا درجه دان ۴ رسانده بود. پارکور را نیز دنبال میکرد و در کنار ورزش، مدتی بهعنوان مدل چهره فعالیت داشت. با این همه، آنچه بیش از هر چیز در یاد دوستان و نزدیکانش مانده، شخصیت انسانی اوست: جوانی مهربان، شوخطبع، باهوش، بامعرفت و شجاع که حضورش برای اطرافیان سرشار از انرژی و زندگی بود.
او میتوانست آیندهای متفاوت برای خود بسازد؛ میتوانست باشگاه ورزشیاش را افتتاح کند، مربی شود و رؤیاهایش را یکییکی تحقق بخشد. اما علیاصغر در لحظهای تاریخی تصمیم گرفت در کنار مردم بایستد. او با آگاهی از خطر، قدم به خیابان گذاشت و بهای ایستادگی خود را با جانش پرداخت.
امروز، نام علیاصغر علیزاده تنها یادآور یک جوان ورزشکار ۲۷ ساله نیست؛ یادآور نسلی است که رؤیاهای بزرگی برای زندگی داشت و در برابر سرکوب و بیعدالتی سکوت نکرد. زندگی او ناتمام ماند، اما آرزوی آزادی که برای آن ایستاد، در خاطره کسانی که او را میشناختند زنده است.
علیاصغر رفت، اما قلبی که برای آزادی تپید، در یاد مردم خاموش نخواهد شد.
تو یوتوب سابسکرایب کن
تو اینستا سیو و ریپوست کن
تو تلگرام لایک بزن تا صداش باشیم
پستهای پرطرفدار
آیسان معدنپسند، اولین قربانی تبریز
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها

نظرات
ارسال یک نظر