رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

مونا؛ روایتِ ملک‌شهر

  هجدهم دی‌ماه، محله ملک‌شهر اصفهان شاهد واقعه‌ای بود که آرامش یک خانواده را برای همیشه درهم شکست. مونا حسینی، متولد ۱۳۴۹ و کارشناس رادیولوژی، در حالی که همراه با دختر و دامادش در خیابان حضور داشت، مورد اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای قرار گرفت.

دلنوشته‌ شهین مهین‌فر مادرامیرارشد تاجمیر

 ما مادرانه فریاد می‌زنیم. 
داد خواهیم این بیداد را 
نه به اعدام. نه به زندان. نه به تحقیر و شکنجه
امروز گوش جوانانمان / شنواتر. و چشمشان بینا تر است / چرا؟ 
چون درد را با پوست و استخوانشان. حس کرده‌اند. و خوب می‌شناسندش.
تازیانه‌های تحقیر را. چشیده‌اند و می‌دانند
شان انسانی شان. مورد تمسخر و توهین. قرار گرفته
و برای چیزی محکوم می‌شوند / که حق مسلم زندگی‌شان است / نه خلاف
من هم. همراه مادرانه‌های دیگر. برای دادخواهی جوانان پاک و شریفم. آماده‌ام.
به قول امیر ارشد: مرگ بر این زندگی / شرف دارد.
ساز ما. ساز زندگی. ساز عشق. ساز آزادی. ساز ادب و اخلاق.
ساز شادی و شادمانی. و ساز انسانیت است... ... .
ما مادرانه فریاد می‌زنیم. . داد خواهیم این بیداد را
نه به اعدام. نه به زندان. نه به تحقیر و شکنجه.

نظرات

پست‌های پرطرفدار