در جریان اعتراضات سراسری ۱۸ دیماه، یکی از جانباختگان این اعتراضات، جوانی ۳۷ ساله به نام سعید حیدری سزنقی بود؛ جوانی پرشور، پرانرژی و مهربان که به گفته نزدیکانش همیشه تلاش میکرد گرهی از مشکلات دیگران باز کند.
ما مادرانه فریاد میزنیم. داد خواهیم این بیداد را نه به اعدام. نه به زندان. نه به تحقیر و شکنجه امروز گوش جوانانمان / شنواتر. و چشمشان بینا تر است / چرا؟ چون درد را با پوست و استخوانشان. حس کردهاند. و خوب میشناسندش. تازیانههای تحقیر را. چشیدهاند و میدانند شان انسانی شان. مورد تمسخر و توهین. قرار گرفته و برای چیزی محکوم میشوند / که حق مسلم زندگیشان است / نه خلاف من هم. همراه مادرانههای دیگر. برای دادخواهی جوانان پاک و شریفم. آمادهام. به قول امیر ارشد: مرگ بر این زندگی / شرف دارد. ساز ما. ساز زندگی. ساز عشق. ساز آزادی. ساز ادب و اخلاق. ساز شادی و شادمانی. و ساز انسانیت است... ... . ما مادرانه فریاد میزنیم. . داد خواهیم این بیداد را نه به اعدام. نه به زندان. نه به تحقیر و شکنجه.
نظرات
ارسال یک نظر