پست ویژه

بهروز بیگدلی؛ آخرین سفر

 


بهروز بیگدلی، جوان ۳۲ساله از ایل قشقایی و اهل درچه اصفهان، زندگی خود را با عشق به طبیعت، سفر و ماجراجویی پیوند زده بود.

او آفرودسواری حرفه‌ای بود که راه‌های کویری و مسیرهای دشوار را به‌خوبی می‌شناخت و در میان همراهانش به‌عنوان کاپیتان، مسئول فنی رقابت‌های رمل‌نوردی و راهنمای سفرهای کویری شناخته می‌شد. برای بهروز، آفرود تنها یک سرگرمی نبود؛ بخشی از زندگی و هویت او بود، دنیایی از جاده‌های خاکی، شن‌های روان و افق‌های بی‌انتها.

دوستانش او را با خوش‌اخلاقی، روحیه صمیمی و عشق ویژه‌اش به خودروی پاترول آبی‌رنگش به یاد می‌آورند. او در فضای مجازی نام «دراکولای غمگین» را برای خود انتخاب کرده بود؛ نامی که امروز در کنار خاطرات دوستان و نزدیکانش، بخشی از تصویری است که از او باقی مانده است. بهروز جوانی بود که زندگی‌اش با حرکت و سفر گره خورده بود و دوستانش او را در جاده‌ها و مسیرهای کویری، با شور و علاقه‌ای که به این دنیا داشت، به خاطر می‌آورند.

اما شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، مسیر زندگی او در شهر بهارستان اصفهان به شکلی تلخ و ناگهانی تغییر کرد. بنا بر روایت‌های منتشرشده، بهروز در جریان اعتراضات مردمی در میدان ولیعصر بهارستان، همراه با دوست صمیمی و چندین‌ساله‌اش، علیرضا موسوی‌نور، هدف شلیک گلوله قرار گرفت. گزارش‌ها حاکی است که دو گلوله جنگی به قفسه سینه بهروز اصابت کرد و علیرضا نیز از ناحیه پهلو مجروح شد. هر دو در همان واقعه جان خود را از دست دادند.

دوستی دیرینه بهروز و علیرضا، این واقعه را برای نزدیکانشان به داغی دوچندان تبدیل کرد. دو دوست که سال‌ها در کنار یکدیگر بودند، در شامگاهی خونین از زندگی جدا شدند؛ خانواده‌ها و دوستانشان با فقدانی روبه‌رو شدند که هیچ خاطره‌ای نمی‌تواند جای خالی آن دو را پر کند. نام بهروز از آن پس با خاطره آخرین حضورش در بهارستان و با یاد دوستی پیوند خورد که در همان واقعه جان باخت.

روزهای پس از آن نیز برای خانواده و نزدیکان بهروز با نگرانی و بی‌خبری همراه بود. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در آن شب مسیرهای ورودی بهارستان مسدود شد و پیکر جان‌باختگان با خودروهای باری به آرامستان باغ رضوان اصفهان انتقال یافت. این گزارش‌ها از حدود شش روز بی‌خبری و فشارهای امنیتی پیش از خاکسپاری سخن می‌گویند؛ سرانجام پیکر بهروز و دوستش در سکوت به خاک سپرده شد. برای خانواده‌هایی که در جست‌وجوی عزیزانشان بودند، این روزها با اندوه، انتظار و دشواری وداع همراه بود.

بهروز بیگدلی تنها یک نام در میان جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه نیست؛ او انسانی با زندگی و خاطراتی مشخص بود. مردی که مسیرهای کویری را می‌شناخت، مسئولیت هدایت و پشتیبانی فنی رقابت‌ها را بر عهده داشت، دوستانش از خوش‌اخلاقی‌اش یاد می‌کنند و پاترول آبی‌رنگش بخشی از خاطرات مشترک آنان بود. پشت خبر جان‌باختن او، زندگی‌ای قرار داشت که با علاقه‌ها، دوستی‌ها و تجربه‌هایش معنا پیدا می‌کرد.

امروز یاد بهروز در خاطره کسانی زنده است که او را از نزدیک می‌شناختند؛ در یاد سفرهای کویری، جاده‌هایی که پیمود، دوستی‌هایی که ساخت و لحظه‌هایی که دیگر تکرار نخواهند شد. سرگذشت او یادآور آن است که هر جان‌باخته، فراتر از خبر و آمار، انسانی با دنیایی از خاطرات و پیوندهای انسانی است.

یاد بهروز بیگدلی گرامی؛ مردی از دیار قشقایی که سفر آخرش ناتمام ماند.


تو یوتوب سابسکرایب کن

تو اینستا سیو و ریپوست کن

تو تلگرام لایک بزن تا صداش باشیم


نظرات

پست‌های پرطرفدار