رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

سامان افسری؛ فریاد آزادی

  سامان افسری، شهروند معترض ۳۹ ساله و اهل شیراز، یکی از جان‌باختگان خیزش و قیام سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران است. این آزاده‌خواه در تاریخ ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، در جریان حضور در خیابان‌های شیراز و مشارکت در اعتراضات مردمی، در بلوار مدرس هدف تیراندازی قرار گرفت.

رئوف درخشانی‌مهر؛ قهرمان دزفول

 


رئوف درخشانی‌مهر، ۱۹ ساله، دانشجوی ترم سه حقوق دانشگاه آزاد، اصالتاً بختیاری و اهل شهرستان دزفول در استان خوزستان بود.

او پسری بسیار باسواد، آگاه، مهربان و غیرتمند بود که با وجود وضعیت مالی خوب خانواده، در کنار تحصیل در مغازه برق‌ماشین کار می‌کرد. رئوف فرزند دوم و کوچک‌تر خانواده بود و همواره در کمک به کودکان کار و نیازمندان پیش‌قدم می‌شد؛ بخش عمده حقوق و پول جیبی خود را صرف دستگیری از دیگران می‌کرد و هیچ‌گاه به رفاه شخصی خود در برابر سختی‌های مردم راضی نمی‌شد. او مدام از مشاهده وضعیت سخت و درماندگی مردم در جامعه ابراز ناراحتی می‌کرد و باور قلبی‌اش این بیت بود: «بمیری به نام و نمانی به ننگ».

رئوف که از فعالان خیزش سراسری سال ۱۴۰۱ بود، از ابتدای دی‌ماه با حضور مستمر در تجمعات و اعتراضات شعله مبارزه را روشن نگه داشت. با وجود دریافت هشدارهای نهادهای امنیتی مبنی بر کناره‌گیری از تجمعات، او به مسیر خود ادامه داد. در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه، از ناحیه کتف چپ هدف اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای قرار گرفت. با این حال و با وجود آگاهی کامل از صدور دستور تیراندازی مستقیم، شامگاه ۱۹ دی‌ماه ساعت ۸ شب بار دیگر برای پیوستن به مردم از خانه خارج شد.

مادرش که از خطرات آگاه بود، صبح همان روز به او گفته بود: «پسرم، دیشب رفتی، امشب حکم تیر داده‌اند، دیگر نرو.» اما رئوف با ایمان و شجاعت پاسخ داده بود: «مامان تو خودخواه نباش، تو رفاه داری ولی دیگران ندارند. اگر من بروم، تو یک پسر دیگر هم داری.»

در پی عدم بازگشت رئوف، خانواده‌اش تا ساعت ۱:۳۰ بامداد در جستجوی او بودند تا اینکه در بیمارستان گنجویان دزفول به آن‌ها اعلام شد پیکر او در سردخانه پلمپ‌شده قرار دارد. پس از دو روز پیگیری و جستجوی بی‌وقفه، سرانجام پیکر او را در پزشکی قانونی اهواز تحت عنوان «مجهول‌الهویه» یافتند.

پیکر رئوف نشان می‌داد که از ناحیه پهلوی راست هدف گلوله جنگی قرار گرفته، تمام سمت چپ بدن و پای راستش پر از ساچمه‌های فلزی بوده و شکاف و بخیه‌های عمیقی روی شکمش وجود داشت که نشان‌دهنده تلاش برای خارج کردن مرمی گلوله و آثار جنایت بود. پیکر این جوان آزادی‌خواه صبح روز دوشنبه ساعت ۳:۳۰ بامداد، تحت تدابیر شدید امنیتی و با گرفتن تعهد مبنی بر برگزاری مراسمی محدود با حضور تنها ۱۵ نفر به خاک سپرده شد.

رئوف رهگذر یا تماشاگر نبود؛ مبارزی واقعی و آزادی‌خواه بود که هدفش ملت و خاکش بود و در این راه باارزش‌ترین دارایی خود یعنی جانش را اهدا کرد و برای آزادی جان باخت.


نظرات

پست‌های پرطرفدار