برخی نامها در تاریخ یک شهر، فراتر از یک واژه ساده میروند و به نمادی از معصومیت، ایستادگی و مظلومیت بدل میشوند. نادیا خوشفکر، جوان ۲۷ ساله اهل رشت، یکی از همین نامهای ماندگار است که سرنوشتش در غروب پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در میدان شهرداری رشت برای همیشه تغییر کرد.
منصور باقری، کارگر ۳۶ ساله یک شرکت پلاستیکسازی و اهل فردیس کرج، یکی از جانباختگان خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴ بود که جان خود را فدا کرد تا ننگ بیتفاوتی را بر دوش نکشد.
او کارگری پرتلاش و مادریگونه پناه دختر ۱۳ سالهاش، نیلوفر، بود؛ دختری که اینک باید در غیاب دستهای گرم پدر، یاد و غرور او را به دوش بکشد. منصور با مشاهدهی سرکوب و کشتهشدن معترضان در برابر چشمانش، دیگر نتوانست سکوت کند و به صفوف خیزش مردم پیوست.
در شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، زمانی که منصور در خیابانهای فردیس کرج پیکر مجروح یکی از هموطنانش را دید، انسانیت و شرافتش اجازه نداد بیتفاوت بگذرد. او برای یاری و نجات آن هموطن شتافت، اما درست در همان لحظه هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای حکومتی به سر قرار گرفت و در راه آزادی جان باخت. او رفت تا ثابت کند انسانیت در برابر ظلم کوتاه نمیآید و نامش برای همیشه در تاریخ این سرزمین زنده خواهد ماند.
نظرات
ارسال یک نظر