رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

اکبر؛ مردی از تبار مقاومت

  برخی انسان‌ها با قلبی مالامال از شجاعت و آگاهی قدم در مسیر می‌گذارند؛ کسانی که خوب می‌دانند آزادی بها دارد و برای رسیدن به آن نباید در صف‌های آخر ایستاد.

غزل؛ پرواز در ۱۵ سالگی

 


شامگاه جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، خیابان‌های اصفهان شاهد یکی از تلخ‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین جنایات علیه کودکان این سرزمین بود.

غزل جان‌قربان، نوجوان ۱۵ ساله‌ای که پر از شورِ زندگی و امید به فردا بود، در جریان اعتراضات مردمی هدف شلیک مستقیم و بی‌رحمانه مأموران حکومت قرار گرفت و جان سپرد؛ فرزندی دیگر از ایران که جان خود را فدای آزادی کرد.

طبق جزئیات تلخ و تکان‌دهنده‌ای که از این فاجعه منتشر شده، مأموران امنیتی با شلیک سه گلوله مستقیم به پا، ریه و کلیه غزل، او را درست در برابر چشمان بی‌پناه و بهت‌زده پدر و مادرش به خاک و خون کشیدند. این نوجوانِ بی‌دفاع در بدترین و بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن، در میان دستان لرزان و آغوش گرم والدینش نفس‌های آخر خود را کشید. به گفته نزدیکان خانواده، غزل پس از اصابت آخرین گلوله، در میان بهت و شیون خانواده‌اش تنها توانست بگوید: «آخ بابا...» و برای همیشه چشم از جهان فروبست.

پرواز ناگهانی غزل جان‌قربان، سند دیگری بر مظلومیت معترضانی است که در تجمعات مسالمت‌آمیز، با گلوله و سرکوب پاسخ می‌گیرند. مرگ این دختر ۱۵ ساله در آغوش پدر و مادرش، موجی از اندوه و خشم را در میان افکار عمومی به راه انداخته و نام او را در کنار دیگر جان‌باختگان راه آزادی برای همیشه در تاریخ این سرزمین جاودانه ساخته است.


تو یوتیوب سابسکرایب کن

تو اینستاگرام ریپوست و سیو کن

 تو تلگرام لایک کن

تا نام غزل زنده بماند


نظرات

پست‌های پرطرفدار