پست ویژه
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
فریاد آزادی از بلندای اندیشه
۱۸ دیماه، شهرک اندیشه شاهد حضور جوانی بود که شور زندگی، هنر و اصالت را در سینه داشت.
محمدامین سلطانی، جوان ۲۱ ساله، تکفرزند خانواده و دانشجوی دبیری زیستشناسی پردیس چمران، آن روز قدم به خیابان گذاشت تا صدای مردمی باشد که خواستار دگرگونی بودند. امین فقط یک دانشجو نبود؛ او ورزشکاری پرانرژی، گیتاریستی هنرمند و جوانی عاشق طبیعت و حیوانات بود که به اصالت و ریشههای کُردی خود عمیقاً افتخار میکرد.در میان هیاهو و شلوغی اعتراضات، دختری بر اثر شلیک گلوله مجروح شد. محمدامین با روحیهای سرشار از فداکاری رو به همراهانش کرد و گفت: «به مجروحان کمک کنید.» او منتظر نماند، خودش شجاعانه به سمت جلو حرکت کرد، روی یک سطل زباله ایستاد، دستانش را گره کرد و با تمام وجود فریاد آزادی سر داد. در همان لحظه شکوه و ایستادگی، یک تکتیرانداز از پشت سر او را هدف قرار داد و شلیک کرد؛ گلولهای که پرواز این ایستادگی را رقم زد.
پدر محمدامین که آن شب بیتابانه برای بازگرداندن تنها پسرش به خیابان رفته بود، ناچار شد تنها با لباسهای غرق در خون فرزندش به خانه بازگردد. چشمانتظاری تلخ خانواده هفت روز به درازا کشید تا اینکه سرانجام پیکر بیجان او را در کهریزک یافتند.
محمدامین سلطانی با همان دستان گرهکرده و مغرور به خاک سپرده شد. او همیشه در دل خود آرزو داشت که روزی یک قهرمان شود؛ آرزویی بزرگ که اگرچه به بهایی سنگین، اما سرانجام به حقیقت پیوست و نام او را در شمار کسانی که جان خود را فدای آزادی کردند، ماندگار ساخت.
تو یوتیوب سابسکرایب کن
تو اینستاگرام ریپوست و سیو کن
تو تلگرام لایک کن
تا نام محمدامین زنده بماند
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
پستهای پرطرفدار
آیسان معدنپسند، اولین قربانی تبریز
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها

نظرات
ارسال یک نظر