رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

مرتضی؛ حقش گلوله نبود

  مرتضی حداد شالکوهی، شهروند گیلک و اهل شالکوه رشت، مردی زحمتکش، مهربان، شاد و پرشور بود. او حدود ۴۵ سال داشت و سال‌های زندگی‌اش را با کار و تلاش گذرانده بود. مرتضی نانوا بود؛ مردی که با دست‌های پرتلاش خود نان زندگی را فراهم می‌کرد و در کنار کار، روحی سرشار از شور زندگی داشت.

ثنا؛ کودکی که خاموش نشد

 


ثنا توسنگی، دانش‌آموز ۱۲ ساله‌ای از کردهای یارسان، اهل بخش کوزران کرمانشاه و ساکن هشتگرد بود؛ کودکی که باید روزهای زندگی‌اش را میان مدرسه، خانواده، دوستی‌ها و رؤیاهای کودکانه سپری می‌کرد، اما در شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، زندگی کوتاه او در یکی از روزهای خونین اعتراضات سراسری ایران به شکلی دردناک پایان یافت.

ثنا هنوز تنها ۱۲ سال داشت؛ دانش‌آموزی که آینده‌ای در برابرش قرار داشت و هنوز در نخستین سال‌های نوجوانی قدم برمی‌داشت. او از خانواده‌ای کرد و پیرو آیین یارسان بود و همراه خانواده‌اش در هشتگرد زندگی می‌کرد.

شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، ثنا در شهر هشتگرد و در محدوده بلوار آیت‌الله خامنه‌ای، حوالی منطقه فرمانداری و آگاهی، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. گلوله‌هایی که به بدن این کودک اصابت کرد، زندگی او را گرفت و نام ثنا را در شمار کودکانی قرار داد که در جریان اعتراضات سراسری جان باختند.

گزارش‌ها حاکی است که این کودک ۱۲ ساله حوالی ساعت ۹ شب هدف شلیک قرار گرفت و گلوله‌های جنگی به نواحی مختلف بدن او، از جمله گردن، کمر و پهلو اصابت کرد. ثنا در سنی جان خود را از دست داد که هنوز باید سال‌های بسیاری از زندگی، درس، رشد و رؤیاهایش پیش رویش می‌بود.

نام ثنا توسنگی یادآور کودکی است که زندگی‌اش نباید چنین زود پایان می‌یافت. او دانش‌آموزی ۱۲ ساله بود؛ دختری که هنوز راهی طولانی برای ساختن فردای خود داشت.

اما اکنون، نام او فراتر از یک نام در میان فهرست جان‌باختگان است. پشت نام ثنا، زندگی یک کودک قرار دارد؛ کودکی با خانواده، خاطرات، مدرسه و دنیایی که هنوز فرصت نکرده بود آن را به‌طور کامل تجربه کند.

ثنا از سرزمین کوزران و از خانواده‌ای یارسان بود و در هشتگرد زندگی می‌کرد. زندگی او پیوندی از هویت، خانواده و سرزمینی بود که در آن رشد می‌کرد. اما آنچه بر او گذشت، زندگی خانواده‌اش را نیز برای همیشه دگرگون کرد.

مرگ یک کودک، تنها خاموش شدن یک زندگی نیست؛ خاموش شدن هزاران رؤیاست که هنوز فرصت تحقق نیافته‌اند. ثنا می‌توانست سال‌های آینده را در مدرسه بگذراند، بزرگ شود، انتخاب کند، آرزوهایش را دنبال کند و آینده خود را بسازد. اما زندگی او در ۱۲ سالگی متوقف شد.

نام ثنا توسنگی نباید در میان خبرها و روایت‌های روزهای خونین گم شود. او یک دانش‌آموز ۱۲ ساله بود؛ کودکی که جانش را از دست داد و خانواده‌ای را با داغی همیشگی تنها گذاشت.

ثنا توسنگی، کودکی بود که زندگی‌اش کوتاه شد، اما نامش نباید کوتاه و گذرا در حافظه‌ها بماند.

امروز یاد ثنا، یاد کودکی است که باید زندگی می‌کرد؛ باید درس می‌خواند، می‌خندید، بزرگ می‌شد و آینده‌اش را می‌ساخت. اما نام او اکنون به یادآورنده زندگی کوتاه و پایانی تلخ است.

ثنا؛ ۱۲ ساله، دانش‌آموز، کودکی از هشتگرد؛ نامی که نباید خاموش شود.

نظرات

پست‌های پرطرفدار