رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

رزیتا؛ مهندسِ آزادی

  برخی نام‌ها بوی تخصص، امید و ایستادگی می‌دهند. رزیتا رخ‌زاده، مهندس مکانیک و فارغ‌التحصیل دانشگاه سراسری گیلان، یکی از همان چهره‌های درخشانی است که آینده‌اش را فدای امروزِ وطن کرد. او که با کوله‌باری از دانش و آرزو قدم در راه گذاشته بود، در روز هجدهم دی‌ماه همراه با خواهرش در منطقه مرزداران تهران، هدف کینه‌ی کسانی قرار گرفت که جز زبان گلوله نمی‌دانند.

محمدرضا اسکندری؛ ورزشکار پاکدشت،

 


محمدرضا اسکندری، متولد آذر ۱۳۷۵ در پاکدشت، جوانی ۲۶ ساله، آرام، اجتماعی و سرشار از روح زندگی بود؛ جوانی که تمام مسیر رشدش میان خانواده، کار و ورزش شکل گرفت. آخرین فرزند خانواده بود و از همان کودکی با عشق به فعالیت‌های ورزشی بزرگ شد؛ از رشته‌های رزمی و ژیمناستیک گرفته تا بسکتبال و در سال‌های اخیر بدن‌سازی، که با پشتکار و انضباط آن را دنبال می‌کرد.

محمدرضا اهل مطالعه بود و هر زمان فرصت می‌یافت کتاب می‌خواند. تحصیلاتش را در رشته برق صنعتی به پایان رساند و مدتی هم در دانشگاه تربیت‌بدنی درس خواند، اما تصمیم گرفت تمرکز خود را بر کار و ورزش بگذارد. در محله‌اش به رفتار نیک، شخصیت آرام و دستگیری از نیازمندان شناخته می‌شد؛ هر جا می‌توانست بی‌هیچ چشمداشتی کمک می‌کرد و احترام اهالی محل را با منش انسانی‌اش به‌دست آورده بود.

اما شامگاه ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، زندگی او در پاکدشت پایان یافت؛ شبی که محمدرضا پس از خروج از باشگاه و دیدار با دوستانش، در جریان ناآرامی‌های شهر هدف نیروهای امنیتی قرار گرفت و جانش را از دست داد. پیکرش در آرامستان «ده امام» به خاک سپرده شد؛ مراسم خاکسپاری زیر فشار و محدودیت برگزار گردید، اما خانواده و دوستانش یادش را زنده، روشن و پابرجا نگاه داشته‌اند. نام محمدرضا به عنوان جوانی ورزشکار، خوش‌منش و آزاده، همچنان در قلب اهالی پاکدشت و همراهانش می‌تپد.



با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

https://t.me/shahidanAzadai96

نظرات

پست‌های پرطرفدار