رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

شلیک به قلب آرزوها در واوان

  با یاد کیمیا کامیاب، دختر جوانی که در جریان اعتراضات مردمی، جان خود را فدای آزادی کرد و نامش به عنوان یکی دیگر از مظلوم‌ترین و معصوم‌ترین نشانه‌های پایداری در تاریخ میهن به ثبت رسید.

طوفانی که در بندر آرام نگرفت

 


در شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، بندرعباس شاهد وداع تلخ با مردی بود که دغدغه‌اش نه نان، بلکه کرامت و رهایی بود. احسان طوفان، مدیر ۴۰ ساله‌ی یک شرکت خصوصی، درست در مقابل ساختمان صداوسیما هدف شلیک مستقیم قرار گرفت.

او که پدر یک دختر سه ساله بود، در حالی جان خود را برای آزادی فدا کرد که به گفته‌ی نزدیکانش، تنها برای دفاع از حقوق مردم و آرمان‌های انسانی به خیابان آمده بود.

گزارش‌های رسیده حاکی از آن است که گلوله جنگی از پشت سر به ناحیه سروگردن او اصابت کرده و آثار آن بر شقیقه‌اش کاملاً مشهود بوده است؛ حقیقتی که با ادعای اصابت تیر ساچمه‌ای در گواهی فوت، تضاد آشکاری دارد. احسان در همان لحظه‌ی اصابت جان سپرد و هیچ ردی از بستری شدن او در بیمارستان‌های شهر یافت نشد. خانواده‌ی او پس از جست‌وجویی جان‌فرسا در کلانتری‌ها و سردخانه‌ها، سرانجام پیکر او را در سردخانه «باغو» شناسایی کردند؛ مکانی که در آن روزها مملو از پیکرهای بی‌جان بود.

پیکر این پدر فداکار، تحت تدابیر شدید امنیتی تا خروجی شهر مشایعت شد و سرانجام در زادگاهش، «عنبرآباد» جیرفت، به خاک سپرده شد. احسان طوفان، مردی که زندگی مرفهی داشت، نشان داد که ایستادگی برای آزادی مرز و طبقه نمی‌شناسد. او رفت، اما نامش به عنوان بخشی از شناسنامه‌ی ایستادگی این سرزمین باقی ماند.


نظرات

پست‌های پرطرفدار