پست ویژه

شلیک به قلب آرزوها در واوان

 


با یاد کیمیا کامیاب، دختر جوانی که در جریان اعتراضات مردمی، جان خود را فدای آزادی کرد و نامش به عنوان یکی دیگر از مظلوم‌ترین و معصوم‌ترین نشانه‌های پایداری در تاریخ میهن به ثبت رسید.

شهرک واوان در اسلامشهر، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، شاهد صحنه‌ای تکان‌دهنده و هولناک از سرکوبگری بود؛ جایی که کیمیا نه به تنهایی، بلکه دوشادوش خانواده‌اش برای ابراز اعتراض به ستم و خفقان موجود، پا به خیابان‌ها گذاشته بود. حضور خانوادگی آن‌ها گویای این حقیقت بود که شوقِ رهایی و کرامت انسانی، خانه‌ها را درنوردیده و به خیابان‌ها کشانده است.

اصالت و عمق نگاه کیمیا به زندگی را می‌توان در دست‌نوشته‌ی باارزشی که از او به جا مانده است یافت؛ نجواهایی صادقانه که خط فکری و آرزوهای بزرگ این دختر منزه را نشان می‌دهد. او پیش از پرواز سرخش نوشته بود: 

«خدایا سلام... لطفا کمکم کن که در مسیر درستی قرار بگیرم. منو فراموش نکن همیشه کنارم باش مواظبم باش. کمکم کن چیزی که میخوام بشم، کمکم کن فرد مفیدی توی دنیا باشم. دلم نمیخواد بی‌خاصیت باشم لطفا کمکم همیشه به فکر بقیه باشم خودخواه نباشم و به بقیه کمک کنم. نزار توی جهالتم غرق بشم. بابت تمام چیزهای قشنگ شکرت. من آزادم.»

این کلمات نشان می‌دهد که او با روحی بیدار، آگاه و وارسته، معنای حقیقی رهایی را دریافته بود.

وقتی مأموران حکومتی و نیروهای مسلح برای متفرق کردن مردم دست به سلاح بردند و اقدام به تیراندازی کردند، فضای رعب و وحشت همه‌جا را فرا گرفت. در این میان، کیمیا همراه با دیگران شروع به دویدن می‌کند تا خود را از مهلکه نجات دهد. او در حین دویدن، در حالی که غریزه بقا و دلهره در وجودش زبانه می‌کشید، دستش را محافظ‌گونه روی سینه‌اش قرار داده بود؛ حرکتی که گویی می‌خواست از قلب پر تپش و آرزوهای جوانی‌اش در برابر گلوله‌ها محافظت کند. اما در همین لحظات، نشانگر یک لیزر سبز رنگ بر روی پیکر او می‌نشیند و بلافاصله پس از آن، هدف شلیک مستقیم گلوله قرار می‌گیرد. شدت و زاویه شلیک مأموران به حدی بی‌رحمانه بود که گلوله ابتدا انگشت دست او را که روی سینه‌اش بود قطع می‌کند و سپس با عبور از آن، مستقیماً وارد سینه‌اش می‌شود.

کیمیا با شلیک این گلوله خونین بر زمین می‌افتد و جان پاک خود را در راه آزادی فدا می‌کند. این وداع زودهنگام و شیوه به خاک افتادن او، گواهی تلخ بر قساوت کسانی است که حتی دویدن یک دختر جوان در کنار خانواده‌اش را برنتافتند. داستان کیمیا کامیاب، آن دستِ پناه گرفته بر سینه و آن گواهیِ مکتوبِ «من آزادم»، برای همیشه به عنوان نمادی از معصومیتِ هدف‌رفته و ایستادگی نسلی که با خون خود مسیر رهایی را روشن کرد، در حافظه جمعی و تاریخ مقاومت مردم ایران زنده و ماندگار خواهد ماند.


تو یوتیوب سابسکرایب کن

تو اینستاگرام ریپوست و سیو کن

 تو تلگرام لایک کن 

تا نام کیمیا زنده بماند


نظرات

پست‌های پرطرفدار