شلیک به قلب آرزوها در واوان
با یاد کیمیا کامیاب، دختر جوانی که در جریان اعتراضات مردمی، جان خود را فدای آزادی کرد و نامش به عنوان یکی دیگر از مظلومترین و معصومترین نشانههای پایداری در تاریخ میهن به ثبت رسید.
داستان علیرضا طاهرنژاد، داستان نان نبود؛ داستانِ جان بود. مردی ۳۹ ساله، پسر لر و با غیرتی که در اوجِ شوکت و تمکن مالی، پشتِ میزهای مدیریتش نماند.
علیرضا طاهرنژاد میگفت: «مگر بقیه پدر و مادر ندارند؟» و همین نگاهِ انسانی، او را ۱۹ دیماه به بلوار اندرزگو کشاند. او برای معیشت نرفته بود؛ او برای «غیرت» رفت. سرانجام در ۲۱ دیماه، پیکر این جوان غیور به خاک سپرده شد تا نام علیرضا طاهرنژاد به عنوان نمادِ شجاعت در یادها بماند.
نظرات
ارسال یک نظر